مرتضى مطهرى

243

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

هست : يك وقت ما « انسان » را در نظر مىگيريم ، يك وقت « كليت » را در نظر مىگيريم و يك وقت « انسان كلى » را در نظر مىگيريم . انسان در ذهن داراى صفت كليت است . پس كليت خودش يك معنى است ، ولى معنىاى كه فقط ذهنى است . كليت يك امر ذهنى است ، معقول ثانى منطقى است . انسان با صفت كليتش هم ذهنى است . انسان كلى فقط در ذهن است ؛ يك صورت كلى عقلى است . انسان كلى در خارج نيست . ولى بحث سر انسان است ، انسان در ذات خودش ، يعنى انسان بما هو . انسان بماهو لا به شرط است از كليت و جزئيت . انسان بماهو در خارج جزئى است و در ذهن كلى است و كلى طبيعى يعنى انسان بماهو انسان ، نه انسان با صفت كليت . انسان با صفت كليت ، كلى عقلى است . انسان مقسم كلّى و جزئى است ؛ نه مقيد به جزئيت است نه مقيد به كلّيت ، كما اينكه نه مقيد به وحدت است نه مقيد به كثرت . انسان در ذات خودش لا به شرط از وحدت و كثرت است و لهذا انسان واحد انسان است ، انسان كثير هم انسان است . اگر انسان مقيد به وحدت مىبود ديگر انسان كثير انسان نبود ، چون انسان كثير ، انسان واحد كثير كه نيست . اگر مقيد به كثرت هم مىبود باز انسان واحد انسان نبود . ولى انسان در ذات خودش لا به شرط است از وحدت و كثرت . انسان واحد انسان است ، انسان كثير هم انسان است . پس كلى طبيعى يعنى آن ذات لا به شرط از قيد كليت و جزئيت كه در ذهن كلى است و در خارج جزئى ؛ در ذهن متصف به كليت مىشود و در خارج متصف به جزئيت . به اين جهت است كه مىگويند اگر ما به كلى طبيعى « كلى » مىگوييم اين نوعى مجاز است ، حق اين است كه هميشه بگوييم : « طبيعى » چون كلى طبيعى ( يا طبيعى ) آنى است كه در ذهن كلى است و در خارج جزئى ، هم كلى است هم جزئى ، و نه كلى است و نه جزئى « 1 » . ( حالا اين بحث را در اينجا به طور اجمال عرض كرديم ،

--> ( 1 ) . - و ضمنا افراد هم ندارد . استاد : نه ، وقتى كه لا به شرط باشد افراد دارد . حتى آن انسان جزئى خارج هم فرد اوست ، چون بالاخره انسان جزئى مصداق انسان است . آيا انسان عالم مصداق انسان نيست ؟ با اينكه انسان لا به شرط از علم و جهل است ، ولى انسان عالم باز مصداق انسان است . انسان را كه مىگوييم حيوان ناطق است مگر مصداق حيوان نيست ؟ چرا ، مصداق حيوان است . انسان عالم هم مصداق انسان است . انسان جزئى مصداق انسان است ، انسان كلى هم مصداق انسان است ، چون انسان ، لا به شرط است از كليت و جزئيت .